عرفان صحیح 1

عرفان صحیح 1

عرفان صحیح:
آیت الله سید جعفر سیدانآیت الله سیدان

در ارتباط با عرفان صحیح که آن چه حقیقت عرفان است بفهمیم چیست و تبعاً وقتی عرفان های باطل را فهمیدیم هر وقت برخورد کنیم به حرفهایی که به عنوان عرفان است و باطل است، وقتی آدم حقّ را فهمید، طبیعی است که یک چراغی در اختیارش هست که با داشتن آن چراغ چاله هایی که در مسیرش هست می بیند مواردی هم که تناسب داشته باشد و لازم باشد که به بعضی از مسلک های عرفانی نا صحیح تذکر داده بشود انشاء الله تذکر داده خواهد شد.

قبل از ورود در بحث لازم است متذکر شویم که:

شایسته است همت کنیم و به خودمون برسیم وتوقف نکنیم گر چه در راه هستیم انسان در این دوران کوتاه زندگی به هر صورتی که شده از خدا کمک بگیرد تصمیم بگیرد تلاش داشته باشد و در جهت پیش روی خودش کوتاهی نکند، حیف است چیزهای دیگری انسان را سرگرم کند،

تعلقاتی انسان را اسیر کند به گونه ای که از حرکت و تکاملش باز بماند

همین یکبار هم نوبت ماست یعنی این جور نیست که بگوییم حالا این دفعه که آمدیم دنیا چیزی نشدیم باشد مرتبه بعد که می یایم به دنیا آن وقت تصمیم بگیریم که چنین بشویم چنان بشویم، نه، دیگه همین یکبار است.
در کتاب شریف بحارج1 ص 183 نقل شده:

سئل امیرالمؤمنین علی علیه السلام  من الخیرما هو فقال: لیس الخیر أن یکثر علمک لیس الخیر أن یکثر مالک و ولدک و لکن الخیر أن یکثر علمک و یعظم حلمک. از مولا امیرالمؤمنین علیعلیه السلام این سؤال شده که آقا خیر چیست خوبی چیست که ما آن خوبی را برای خود بدست بیاوریم.
فقال لیس الخیر أن یکثر مالک و ولدک :

خیر به این نیست که پولهای انسان بیشتر بشود نیروی اقتصادیش بیشتر بشود.

خیر به این نیست که فرزندان انسان زیادتر بشود طبیب انسانیت می فرماید که ولکن الخیر أن یکثر علمک ویعظم حلمک :

خیر به این است که سعی کند انسان دانشش بیشتر بشود اطلاعاتش بیشتر بشود حرفهای خوب را خوب تر بزند حرفهایی که لازم هست دانستنیهای مفید را خوب تر تحصیل کند ویعظم حلمک و این که حلمت هم بیشتر بشود هم از نظر عملی پیش بروی هم در جهات فهم و درک، انسان پیش روی داشته باشد هم درجهت عمل جمع بین همه چیز فرمودند علم وحلم که سبب سعادت انسانهاست یک حلم کرده فتنه ای را از بین برده.
حالا در جهت علم وبحثی که داشتیم مهمترین مسئله ای که در آن مسئله شایسته است آگاهی ما بیشتر بشود و هر چه آگاهیمان بیشتر بشود امتیاز ما بیشتر هست در ارتباط با معرفت خداست و در ارتباط با مسئله عرفان دو تا مطلب مطرح است دقت بفرمایید (اول صحبت، حرفها ساده بود از اینجا یک کمی سنگین می شود).
یکی اصل شناخت است، از نظر آگاهی بهتر بفهمیم در ارتباط با خدا مطالبی که مناسب فهم ماست بفهمیم.
دوم این که به اضافه فهم، حالت توحیدی پیدا کنیم در حالت معنوی حرکت کنیم که گاهی تعبیر می شود مثلاً به حکمت نظری وحکمت علمی، درست هم هست این تعبیر، گر چه ما حکمتش را نمی دانیم یعنی این مجموعه هایی که فعلاً به عنوان فلسفه مطرح هست واقعیت این است که اینها حکمت نیست حکمت آن حقایق لا ریب فیهایی است که در مکتب وحی آمده است اینها خیلی قاتی دارد حکمت همان حقایقی است که در قرآن است و همان حقایقی است که در گفته های پیغمبر اکرم و ائمه  معصومین علیه السلام است

در ارتباط با خداوند متعال یک بعدش روی شناخت از نظر آگاهی یک بعدش هم به اضافه شناخت حالت وجدان و یافت و دریافت و حالت های توحیدی پیدا کردن و از نظر روحی رشد پیدا کردن در ارتباط با مسئله عرفان و شناخت پروردگار یک قسمت از احادیث و تذکرات گفته شده از مطالب مربوط به شناخت حضرت حق (به اضافه اینکه فهمیدیم هست و به هیچ چیز تشبیه نمی شود، به اضافه نفی تعطیل، نفی تشبیه) که باید فهمید، این است که لم یلد است و لم یولد، همین است که در سوره ی توحید می خوانیم قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد این سوره با همین کوتاهیش معجزه است و در این بحث توحید، معیار و میزانی است که همه باید خودشان را با آن تطبیق بدهند.

لم یلد و لم یولد از خدا چیزی جدا نشده خودِ خدا هم از چیزی جدا نشده در فطرت همه ما هم این مطلب هست خدایی که به فطرتمان شناختیم از چیزی گرفته نشده اگر از چیزی گرفته شده باشد که خود او می شود محتاج و نیازمند از آن چیزی که گرفته شده، آن می شود اصل، همه چیز او خواهد بود اگر چیزی از او جدا شده باشد این باید قابل تغییر باشد چیزی ازش جدا بشود یعنی تغییر پیدا کند، چیزی که تغییر پیدا کند این محتاج خواهد شد نمی خواهم در بحث استدلالیش وارد شوم در حدّ تذکر عرض می کنم آن وقت بیان شریفی که از معصوم در این زمینه داریم به دقیقترین ولطیفترین معنای جدایی از لم یلد و لم یولد که در سطح اعجاز است اشاره کردند، بیت نبوت و آل رسالت باید چنین باشد، مانندی برای سخنانشان نیست،

 

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی