داستـان شـارع الرسـول

داستـان شـارع الرسـول

داستان این است که: مرحوم آیت الله صافی(قدس سرّه) فرمودند:شارع الرسول
من در نجف اشرف که بودم یک برنامه ی سلوکی خاصی برای خودم داشتم که به آن عمل می کردم و آن عبارت بود از
1ـ عمل به دستورات شرع مقدس
2ـ محبت به خدا و اولیاء خدا (یعنی معصومین علیهم السلام)
3ـ توسل به ذوات مقدسه ی معصومین(علیهم السلام)
4- تسلیم مطلق و بی قید و شرط در برابر آن بزرگواران و لاغیر.
لذا برای اینکه به سیر نفسی خودم ادامه دهم و برنامه های سلوکی را دنبال کنم به اصرار یکی از دوستان، آقای … (1) را به عنوان استاد برای خودم انتخاب کردم و تصمیم گرفتم از او دستور بگیرم و طبق نظر او و دستورات او عمل کنم.
یک جلسه هم نزد ایشان رفتم و دستور هم گرفتم، قرار بود که از فردای آن روز مشغول شوم ، اما همان شب ، در عالم رویا دیدم که داشتم از شارع الرسول نجف اشرف که یک مسیر صاف و آسفالت و روشن و خیلی نزدیک بود به طرف حرم مطهر حضرت امیر(ع) می رفتم، یک وقت همان آقائی که از او دستور گرفته بودم دست مرا گرفت و مرا از مسیر دیگری برد، اما راهی بود بسیار تاریک و خطرناک ، با پستیها و بلندیهای سخت و دره های وحشتناک و هرچه می رفتیم به حرم نمی رسیدیم .
در عالم رؤیا پیش خود گفتم من که همیشه از شارع الرسول که یک راه آسفالت و صاف و روشن و راحتی بود می رفتم و خیلی هم زود در عرض چند دقیقه به حرم مطهر حضرت امیر(ع) می رسیدم، این دیگر چه راه خطرناکی است که این بار آمدم و به هیچ نحوی هم به حرم نمی رسم، درعالم خواب، از بس که از این راه خسته شده و ترسیده بودم، از خواب پریدم و بیدار شدم.
آنگاه متوجه شدم که همان راهی که خودم طی میکردم و برنامه های قبلی من در تهذیب نفس که بر اساس سنت پیغمبر اکرم (ص)و سیره و روش اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و دستورات شرع مقدس، توأم با توسل به آن ذوات مقدسه و محبت به خدا و اولیاء خدا بود، همان راه صحیح بوده است و این راهی که جدیداً انتخاب کردم صحیح نیست.
و به طور کلی هر گونه مسیر و جاده ای ، غیر از جاده رسول خدا و اهل بیت گرامیش(ع) باطل و مردود و محکوم به فنا و نابودی است و از آن پس، نزد آن آقا و هیچ کس دیگر برای این موضوع نرفتم.
البته ملاقاتهایی با ایشان رخ می داد ولی دیگر در این موضوع با او کاری نداشتم و در سیر نفسی به راه قبلی خودم که در خواب به صورت شارع الرسول (یعنی راه پیغمبر) به من نشان داده شد، محکم چسبیدم و تا الان هم از آن عدول نکردم .
در عین حال هم با اینگونه افراد ملاقات ها و رفت و آمدهایی داشتم اما صرفاً برای این بود که ببینم سیره و روش سلوکی آنها بر اساس دین و شرع مقدس است یا اینکه مخلوطی از خواسته های دل و دین را برای خود و دیگران برنامه قرار داده اند .
البته خودم مواردی را که می دیدم با احکام و اعتقادات دینی ما تضادی ندارد با تدبر و احتیاط کامل آن را مورد بررسی قرار می دادم و اگر لازم می دیدم طبق تشخیص شرعی خودم حداقل بعنوان کسب یک تجربه ممکن بود به آن عمل کنم.
اما هیچگاه در این مسیر اعتقاد کامل به کسی نداشته ام و حالت مرید و مراد بازی بصورت چشم و گوش بسته که در عرفان متداول فعلی دیده می شود در کار من نبود گرچه ممکن بود که با بعضی از آنها هم رفاقت صمیمانه پیدا کرده باشم .
بعد از این داستان ایشان فرمودند: کسانی که اهل تقوی بودند و مطلقاً در زندگی خود خواسته ی خدا را و شرع مقدس را بر خواسته خود و دیگران مقدم می داشتند و به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) محبت داشتند و فقط معارف ائمه معصومین(ع) را به دیگران منتقل می کردند نه حرف های زید و عمر و بکر را و چیزی از خود در مقابل ائمه(ع) ابداع و اختراع نمی کردند و تسلیم مطلق قرآن و سنت همراه با درایت بوده اند به آن ها علاقه ی شدید و ارادت خالصانه ای داشتم چون این ها که تشنه گان معرفت را از سرچشمه زلال معصوم (ع) دست نخورده و با رعایت امانت سقایت می کنند خیلی ارزش دارند.
خوب توجه دارید که فقط همین یک داستان دلالت صریح و روشن دارد که مرحوم والد نه صوفی بوده نه اهل خرقه و خانقاه بوده نه پیر و قطب و استاد داشته و نه اهل این عرفان های رایج که سرتاپا خرافه و انحراف است.
ایشان طبق فرمایش خودشان، تسلیم مطلق پیغمبر اکرم و خاندان طاهرینش بودند و تا آخر عمر ذره ای از این مبنا عدول نکردند.

منبع :http://www.daralsadegh.net/erfan/33-nazarat-eterafha/1067-1391-10-03-11-49-19


(1):بنا به تحقیقات انجام شده منظور آیت الله قاضی بوده است

نظرات   

 
0 #1 حسام 1391-12-20 23:45
هر خوابی که حجت نیست!!! شاید شب قبل خواب ماست و خیار خورده؟ شماها برای اثبات خودتون متوسل به خواب میشین؟ خیلی واقعا دلایل محکمی دارید آورین آورین
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی