وصیت نامه ولائی

وصیت نامه ولائی

وصيت نامه ولايیوصیت نامه
و اينك فرازهايی از وصيت نامه ولايی حضرت آيت الله صافی اصفهانی(ره):

«خداوندا، گوشت و خون و استخوان من به وحدت و يگانگی و بي همتايی وجود تو شهادت می دهد. همچنين به پيغمبری خاتم الانبياء، حضرت سید الكونين ورسول الثقلين، محمّد مصطفی(صلی الله علیه وآله) و به امامت جوهر اخلاص، امّ الكتاب و فصل الخطاب، باباليقين و امام المتّقين، علی بن ابی طالب(علیه السلام) و يازده فرزند معصومش كه يكي پس ازديگري جانشينان بر حقّ پيغمبر اكرم(صلی الله علیه وآله) مي باشند خصوصاً دوازدهمين آنها، كوكب درّي آسمان امامت حضرت بقيّـة الله الاعظم، حجّـة بن الحسن العسكری(عجل الله تعالی فرجهم) كه به امر و مشيّت پروردگار قادر متعال در پس پرده غيبت به سر می برد، تا زمانی كه اراده حق متعال برظهورش تعلق بگيرد و جهان را پر از عدل و داد كند. ان شاءالله تعالی

خداوندا، تو راشاهد مي گيرم كه زندگی را با نام تو شروع كردم

و ميل من اين بود كه در راه تو به سوی تو قدم بردارم.

تو را شاهد می گيرم كه وجودم از عشق و محبت به تو و اوليای توپايدار است.

قلب من به ياد اربابم و صاحب اختيارم، حضرت صاحب الامر امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) زنده است و به محبتش پاينده.

به ولايتش مباهات می كنم و دلباخته جمال زيبای آسمانی حضرتش می باشم.

خداوندا، از تو می خواهم با روحی سرشار از محبت و ولايت خاندان نبوت و امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) با حضرت ملك الموت ملاقات كنم و پرونده زندگي من بانام تو و ياد اوليای گرامی تو بسته شود و اين پرمايه ترين توشه ای است كه می توان با آن، روزگار قبر و قيامت را به خوبی و خوشی سپری كرد و چراغ پرفروغی است كه درظلمت قبر و ضيق (تنگنای) لحد و سؤال نكير و منكر، راه را بر ما آسان می گرداند.

ای خوشا آنان كه در فراق حضرتش سوختند و در انتظار وصالش آتش گرفتند و در خواب و خيالش خاموش شدند.

خداوندا، از تو می خواهم كه چنين سرنوشتی را به من عنايت فرمايی تا در حصن حصين تو و در جمع شهدا و صديقين و صالحين باشم و «حسن اولئك رفيقاً» كه نهايت آرزوی من رسيدن به مقام رفيع محبت و همراز شدن با محبين كوی حضرت محبوب است.

ای كاش من نيز در حال و هوای محبين بودم و در اين تب و تاب ها می سوختم و در جمع ياران دلباخته زبانه می كشيدم، خاكستر می شدم و آنگاه با نفسی مطمئن ندای «يا أيّتها النّفس المطمئنّة...» را لبيك می گفتم و برای هميشه خاموش می شدم.

ای فرزندان عزيزم و ای نور ديدگانم «محمّد» و «علی»، شما كه در زير لوای زيبای امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) زندگی مي كنيد و از خوان پربركت احسان حضرتش حيات می گيريد، بدانيد كه حضرت بقيـة الله الاعظم(عجل الله تعالی فرجهم) اين ناموس دهر و واسطه خالق و خلق، عزيزترين عزيزی است كه بايد يادش را در دل ها زنده كنيد. محبّتش را در قلبتان افزون كنيد.

اعمال و رفتار شما بايد به گونه ای باشد كه حضرتش را شاد كنيد. مبادا كاری كنيد كه خدای ناكرده قلب نازنينش از شما دلگير شود. آنگاه است كه خدا را به غضب آورده ايد.

از شما می خواهم و به شما سفارش می كنم كه نهال محبت به علی(علیه السلام) و اولاد معصومين اش، به خصوص امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) را در دل فرزندان خويش قرص كنيد و آنها را باولای اين خاندان تربيت كنيد تا خلف صالحی باشند و دعاگوی شما و باقيات الصالحات.

همچنين به شما سفارش مي كنم كه علما و طلّاب را اكرام كنيد، زيرا اينها سربازان امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) هستند و اكرام آنها، اكرام امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) است.
ای مبلّغين عزيز دين مبين و ای گويندگان محترم و ای مدّاحان گران قدر اهل بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، و ای صاحبان قلم و ای نويسندگان گرامی، به همه شما سفارش می كنم كه از حضرت ولی عصر،امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) غافل نشويد.

روابط خود را با آن حضرت دوستانه و عاشقانه كنيد. نامش رازنده كنيد، عظمتش را بيان كنيد، لطف و كرم و جلال و بزرگی اش را گوشزد مردم كنيد،دل های مردم را به سوی او سوق دهيد، محبّت حضرتش را در قلب های مردم بكاريد.

خودتان اوّل با حضرت رفيق شويد آنگاه مردم را به رفاقت با حضرت دعوت كنيد.

اگر اين نام مبارك با محيط زندگی مردم آميخته شود بالتّبع (به دنبال آن) گناه از زندگی مردم، برداشته می شود و جای خود را به اعمال صالح و نيكوكاری به هم نوعان خود مي دهد. شايد كه بدين وسيله زمينه ساز ظهور موفورالسّرور حضرتش باشيد.

پروردگارا! كسی جز توعالِم به اسرار نيست، تو را شاهد می گيرم كه دلم می خواست در زندگی رفتار من با مردم، به خصوص با طلّاب عزيز و علمای اعلام، جز با رضای تو و خشنودی دل نازنين ولی تو(عجل الله تعالی فرجهم) شائبه ای ديگر در كار نباشد.

سعی من بر اين بوده آنچه را كه موجب خوشايند دل محبوب است، انجام دهم. مجالس درس و بحث و موعظه و كرسی درس و ايّاب و ذهاب، همه وهمه، صورتی در زير داشت غير از آنچه همه در ظاهر می ديدند (صورتي در زير دارد آنچه در بالاستی) و آن اين بود كه دلم می خواست سرسپردگی خالصانه ای داشته باشم بر درگاه والامقام آستان مقدّس حضرت بقيّـة الله الاعظم ـ روحی و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ـ. من به اين سرسپردگی مباهات می كنم و در واقع دلم مي خواست سگ سرگردان آستان مقدّسش باشم و در پی جلب رضايت صاحبم؛ كه جان عالميان به فدای يك لاخ موی اينصاحب عزيز و مهربان باد. دلم می خواهد مؤمنين و مؤمنات، اين سگِ روسياه دربار امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) را از دعای خير فراموش نكنند.

در مجالس [ترحيم] كه برگزار می شود سعی كنيدعظمت، رأفت و عطوفت امام زمان(عجل الله تعالی فرجهم) را گوشزد مردم كنيد و دل های مردم را به سوی حضرتش سوق دهيد.

ذكر مصائب اميرالمؤمنين(علیه السلام) و عصمت كبرا، فاطمـة الزّهرا، اباعبدالله الحسين(علیه السلام) بشود تا از بركت اين اسماء متبرکه من هم فيض ببرم.
فرزندان عزيزم،از مردم بخواهيد كه در تشييع جنازه من و بالای سر قبر من، آنگاه كه مرا سرازير درقبر مي كنند و همچنين موقعی كه خاك بر بدن من می ريزند بر امام حسين(علیه السلام) گريه كنندو مصائب اباعبدالله(علیه السلام) را بخوانند تا اين اشك ها بر روی خاك قبر من ريخته شود و ازبركات آن استفاده كنم.

از همه آنها عاجزانه تقاضا دارم كه به محاسن سفيد من رحم كنند و از سر تقصيرات من درگذرند و مرا حلال كنند كه عفو و گذشت، خصلت برگزيده ائمّه معصوم(علیهم السلام ) ما بوده است.

من هم متقابلاً از همه كسانی كه در مورد من حرفيزده اند و سوءظنّی داشته اند و خلافی گفته اند يا غيبت و تهمتی زده اند، بدون استثنا در می گذرم و رضايت خدای متعال را در آن می بينم كه من از آنها راضی باشم به اين اميد كه در قيامت مورد غفران و رحمت پروردگار عالم قرار گيرم.
فرزندان عزيزم، دلم می خواهد محلّ دفن من در مقبر علّامة مجلسی(ره) باشد، جايی كه مؤمنين جمع اند و فضای آن با تلاوت قرآن و نماز و دعا معطّر است... .{1}
حسن صافی اصفهانی 5/12/1373


پی نوشت

{1} اكسير اعظم، صص 98ـ105.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی