راز کتاب تشویق السالکین

راز کتاب تشویق السالکین

انتساب کتاب تشویق السالکین به مجلسی اولتشویق السالکین

• آیا مرحوم مجلسی کتابی به نام «تشویق السالکین» داشته است، یا این کتاب را به این بزرگوار نسبت داده اند؟

جواب:

اولا : صحت این نسبت به مثل عالم جلیل، آخوند «ملاّ محمد تقی» (مجلسی اول)، بسیار بعید، بلکه قطعی البطلان است.
این رساله مشتمل بر مطالبی است که به اجماع اعاظم علما و محدثین شیعه و اسلام شناسان و متخصصان اصول و مبانی مذهب تشیع آن مطالب ، مردود و باطل است ؛ از جمله : تصدیق صحت سلاسل و طرق صوفیه و تجلیل از مثل: «ملای رومی»، «علاء الدوله سمنانی»، «بایزید بسطامی»، «محی الدین»، «عطّار»، «صوفیهی نوربخشیّه» و... که هرکس بخواهد تا حدودی از حال آنها آگاه شود می تواند به کتبی مثل: «حدیقة الشّیعه» مرحوم مقدس اردبیلی(ره)، «خیراتیّه»، «فضایح الصوفیه» و کتاب جدید التألیف «عرفان و تصوف» و کتب دیگر رجوع نماید.

دوما : فرض (محال ) کنیم که انتساب کتاب تشویق السالکین به مجلسی اول صحیح باشد .

اظهار مخالفت های  فرزند عالیقدر ایشان ، نابغه ی بزرگ و مفخّر عالم علم و اسلام ، علامه محمد باقر مجلسی(ره) درباره ی عدم گرایش پدر به تصوف ، بهترین دلیل بر ردّ ادعای کسانی است که ایشان را موید تصوف و بدعت های آن می دانند ؛

ایشان در کتاب « اعتقادات » (1) چنین مرقوم داشته اند:

« بر تو باد پرهیز از این گمان که پدر علامه ام (که ضریحش نورانی باد!) از صوفیان باشد،یا اعتقادی به مسالک و مذاهب آنها داشته باشد . حاشا از این نسبت! چگونه اینگونه باشد ، در حالی که او مانوس ترین اهل زمان خودش به اخبار اهل بیت –علیهم السلام- و عالم ترین آنها به این اخبار بود . مسلک او زهد و ورع بود . او در ابتدا به اسم تصوف تظاهر می کرد ، تا این طایفه به او متمایل شوند و از او فرار نکنند،تا اینکه آنها را از این عقاید فاسده و اعمال بدعت آمیز رهایی بخشد ، و به تحقیق که عده زیادی از آنها را با این مجادله حسنه هدایت کرد ، و در آخر عمرش وقتی مشاهده نمود که رعایت این مصلحت ، موضوعیت ندارد ، و پرچم های گمراهی و سرکشی سرنگون گشته ، و احزاب شیطان شکست خورده اند ، و معلوم شد که این ها دشمنان خدا هستند ، از آنها بیزاری جست. و مستمرا منکر عقاید باطل آنها می شد . و من (که فرزند ایشان هستم) آشناتر از هرکس به طریقه پدرم هستم . و نزد من نوشته های پدرم در این باره موجود است . »

 همان گونه که ملاحظه فرمودید مرحوم علامه مجلسی رویه ی تبلیغی پدر را در طول حیاتشان به دو دوره تقسیم می کنند

دوره ی اول :در ابتدا چون ابراهیم خلیل - در مقابل ستاره پرستان که وقتی ماه را دیدند بر سبیل مماشات به استشهاد قرآن گفتند هذا ربی - ایشان هم با صوفیان که در آن زمان بر مسند قدرت بودند مماشات کرده و بعضا مطابق میل آنها سخن می گفتند که هم از شر آنها ایمن و هم بنا به قول پسرشان : این طایفه به او متمایل شوند و از او فرار نکنند ، تا اینکه آنها را از این عقاید فاسده و اعمال بدعت آمیز رهایی بخشد  

دوره ی دوم : زمانیکه ایشان دیدند شوکت صوفیه شکسته شده و امکان بیان حقایق وجود دارد در این وحله نیز چون ابراهیم بت شکن - که ندای انی لا احب الآفلین سر داد - به بتکده های اعتقادی صوفیه تاختند و به اعتراف پسر ماجدشان : از آنها بیزاری جست. و مستمرا منکر عقاید باطل آنها می شد .

کلام آخر :

نمرودیان هنگامیکه دیدند تبر به گردن بت بزرگ آویزان است باورشان نشد وبه جستجوی اصل حقیقت پرداختند

ای کاش صوفیه هم لا اقل به اندازه ی نمرودیان می فهمیدند و در جستجوی حقیقت بودند

 


1). الاعتقادات – علامه محمد باقر مجلسی- ص 48- نشر کتابخانه علامه مجلسی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی