زندگی نامه ی شهيد اول ،

زندگی نامه ی شهيد اول ،

زندگی نامه ی شهيد اول (شمس الدين محمد بن مكى رحمت الله علیه)

ولادت و زندگی:شهید اول
شیخ شمس الدین محمد بن مکی بن احمد عاملی نبطی جزینی معروف به شهید اول یکی از فقهای بزرگ شیعه در قرن هشتم قمری است.

شهید اول در سال ۷۳۴ هجری قمری، برابر ۷۱۲ خورشیدی متولد و در سال ۷۸۶ هجری قمری، برابر ۷۶۳ خورشیدی، در دمشق به جرم شیعه بودن به فتواى يك فقيه مالكى مذهب و تاييد يك فقيه شـافـعـى مـذهب ، شهيد شده است.
«شهید اول» دوران کودکى را در زادگاهش «جزین» سپرى نمود و در محیطى آکنده از معنویت و روحانیت،در موقعیتى استثنایى رشد کرد.

شهید از آغاز کودکی، از هوش و استعداد سرشارى برخوردار بود و بیش از اندازه به فراگیرى دانش و رسیدن به فضایل اخلاقى و معنوى علاقه داشت. و تا ۱۶ سالگى در وطنش بزیست و از محضر پدر بزرگوارش که استادى فاضل و از بزرگان اساتید اجازه به شمار مى رفت، مقدمات علوم دینى و فقه را آموخت. در این مدت نیز از محضر عموى پدرش «شیخ اسدالدین صائغ جزّینی» بهره کافى برد و مقدمات علوم ریاضى را فراگرفت.
او از اساتید بسیاری، مانند فخر المحققین (يكى از اعاظم فقهاى شيعه ) پسر علامه حلی و سیّد ضیاءالدین عبد الله حلی و سید عمید الدین بن عبد المطلب حلی، بهره گرفت.

در میان صدها شهید از علمای شیعه جناب "شیخ شمس الدین محمد بن مکی" به شهید اول معروف و مشهور شد.
او در رديـف مـحـقـق حلى و علا مه حلى است اهل جبل عامل است كه منطقه اى است در جنوب لبنان و از قديمى ترين مراكز تشيع است و هم اكنون نيز يك مركز شيعى است [1]

مرحوم علامه امینی در کتاب "شهداء الفضیله" زندگانی 130 نفر از علمای شیعه، از قرن چهارم هجری تا عصر خویش ‏را گرد آورده است که چهل نفر آنها قبل از شهید اول به شهادت رسیده‏ اند در عین حال این دو شخصیت به شهید اول و ثانی ملقب شده‏ اند.

علت این نامگذاری و شهرت به شهید اول این است که جزینی از شخصیتهای ‏طراز اول علما بوده‏ و تا آن زمان سابقه نداشته که چنین شخصیتهای بزرگ علمی را با آن وضع دلخراش به قتل برسانند.
كتابهاى معروف شهيد اول در فقه عبارت است از: اللمعه كه در مـدت كـوتـاهى در همان زندانى كه منجر به شهادتش شده است ، تاليف كرده است و عجيب اين است كه اين كتاب شريف را در دو قرن بعد فقيهى بزرگ شرح كرد كه او نيز سرنوشتى مانند مؤلف را پيدا كرد، يعنى شهيد شد و شهيدثانى لقب گرفت .
شـرح لـمـعه تاليف ديگر شهيد است كه همواره از كتب درسى طلا ب بوده و هست.

كتابهاى ديگر شهيد اول عبارت است از: دروس ـ ذكرى ـ بيان ـ الغيبه ـ القواعد همه كتب او از نفائس آثار فقهى اسـت كـتـب شهيد اول نيز مانند محقق و علا مه حلى و درعصرهاى بعد از طرف فقها، شرحها و حـاشـيـه هـاى زيـادى خـورده اسـت در ميان فقهاشيعه ، كتابهاى سه شخصيت فوق الذكر يعنى محقق آغاز كتاب غاية المراد شهيد اول .
عـلا مـه حلى و شهيد اول كه در قرن هفتم و هشتم مى زيسته اند، به صورت متون فقهى درآمـده و ديگران بر آنها شرح و حاشيه نوشته اند و كسى ديگر نمى بينم كه چنين عنايتى به آثار او كرده باشند فقط در يك قرن گذشته ، دو كتاب از كتابهاى شيخ مرتضى انصارى كه در حدود صد و سـيزده سال (اكنون 137 سال) از وفاتش مى گذرد، چنين وضعى به خود گرفته است خاندان شـهيد اول ، خاندان علم و فضل بوده و نسلهاى متوالى اين شرافت را براى خود نگهدارى كرده اند شـهـيـد سـه پـسـر دارد كه هر سه ازعلما و فقها بوده اند همچنانكه همسرش ام على ، و دخترش ام الـحـسـن نـيز فقيهه بوده اند و شهيد، زنان را در پاره اى از مسائل ، به اين دو بانوى فاضله ارجاع مى كرده است

در ريحانة الادب گويد:.
برخى از بزرگان ، فاطمه دختر شهيد را سته و برخى ست مشايخ سيدة المشايخ لقب داده اند [2]
شـهـيـد اول ، يـكـى از فـقـهـاى بارز و نامدار جهان تشيع به شمار مى آيد كه آوازه او، از مرزهاى جـغـرافـيايى مناطق اسلامى نيز بيرون رفته است و در مراكز علمى و حقوقى جهان ، نام او آشنا و مطرح مى باشد.


علّامه سید محسن امین مى نویسد: شیخ اسدالله صائغ، دانشمندى بزرگ بود و و در سیزده رشته از علوم ریاضى تخصص و مهارت داشت.[3]

خاندان پربركت شهید :
شـهـيد اول در خانواده علم و فضيلت رشد و نما يافته بود.

پدر، جد، تا چندين پشت از علما و فقها بـوده انـد، آنچنان كه فرزندان و خاندان او اعم از پسر و دختر، ازدانشمندان و اهل كمال و معرفت بـوده انـد و از او سـه پـسر مجتهد و عالم و يك همسرفقيهه و يك دختر عالمه و فاضله به يادگار مانده و در جمع پربركت آنان آمده است :.
1 ـ شيخ رضى الدين ابوطالب محمد بن محمد بن مكى عاملى جزينى ، از پدرروايت مى كند كه او در عصر خويش فقيه و مجتهد وارسته بوده است .
2 ـ شيخ ضيا الدين ابوالقاسم او نيز داراى علم و شايستگى لازم بوده است ، به حدى كه فردى مثل ابن مؤذن از او روايت مى كند.
3 ـ شيخ جمال الدين ابومنصور حسن بن محمد بن مكى عاملى جزينى صاحب امل الامل او را فاضل محقق و فقيه توصيف نموده است .
4 ـ فـاطـمه ام الحسن ست المشايخ (سيدة المشايخ )، يعنى سرور اساتيد ومشايخ روايتى ، چنانچه ست معصومه  گويند، يعنى سيدة معصومه  سيده وسرور مشايخ روايتى .
شرح حال هر كدام از اين يادگارهاى ارزنده امت اسلامى در كتابهاى رجال وتراجم ، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است .

ماجرای شهادت شهادت
عـامـل شهادت را سعايت و پرونده سازى در مورد تشيع او و ابراز برخى ازمقالات بر ضد معتقدات گروههاى اسلامى بوده است كه نقل و بازگويى آنها ما را باجهانى از قساوت و عناد و جهل رو به رو مـى سـازد چـه بـهـتـر قضاوت و حكم او را به خداوند احكم الحاكمين واگذار نماييم تفصيل شـهـادت آن فـقـيـه بزرگوار را مى توان ازنوشته شيخ حر عاملى و روضات الجنات ، ج 7 ، ص 12 استفاده نمود. 

شهید اول را با وضع دلخراشی در روز پنج شنبه نهم جمادی الاولی سال ۷۸۶ هجری ( 17 تیر 763 شمسی ) - در عهد سلطنت برقوق - به فتوای قاضی برهان الدین مالکی و تأیید عباد بن جماعه شافعی در میدان قلعه دمشق با شمشیر به شهادت رساندند. و جسدش را به دار آویختند و تا عصر آن روز سنگباران کردند. سپس جسد را از دار پایین آورده و آتش زدند و خاکسترش‏ را به باد دادند.

شهید اول در نشست‌های اهل سنّت و مراکز علمی آنان هم حضور می‌یافت و شیعه بودن او موجب محصور شدن افکارش نبود. این به جهت بالندگی و انفتاح مذهب تشیع است.
او به تألیف کتابهای مهمی مانند ذکری الشیعه، الدروس الشرعیّه، غایه المراد، و اللمعه الدمشقیه پرداخته که کتاب اخیر را به در خواست شمس الدین محمد آوی از یاران سلطان علی بن مؤید آخرین حاکم سربداران خراسان برای شیعیان آن خطّه به نگارش در آورد.[4]

وی در موقعیت خفقان آور آن روز، به سختی به تبلیغ دین پرداخته که در نهایت با توطئه برخی عالمان دینی به وی اتهام ارتداد زده شد و برخی از شیعیان طوماری را علیه وی امضا کرده و در دادگاهی فرمایشی علیرغم انکار و تکذیب از جانب وی، وی را به قتل رساندند[5].


پی نوشتها

منابع
[1]اين منطقه مدتى به چنگال دژخيمان صهيونيستى درآمد, ولى با همت و پشتكارى رزمندگان اسلام و بافضل و عنايت الهى آزاد گرديد.
[2] آشنايى با علوم اسلامى , ص 300 ـ 301 .
[3] - اعیان الشیعه: علامه سید محسن امین، ج ۳، ص ۲۸۱.
[4] شهید اول، لمعه (مقدمه جلد ۱) جلد ۱، ص ۲۳ و ۲۴
[5] حقیقت، عبدالرفیع، تاریخ جنبش سربداران، ص ۳۶ و ۳۷ و موسوی خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، جلد ۷، ص ۱۲

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی