عشق

عشق

عشق در لغت :عشق
در کتاب غیاث اللغات در ترجمه عشق آمده : مرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا می شود ، و گویند که آن مأخوذ از عَشَقه است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند ، چون بر درختی بپیچد آن را خشک کند ، همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند .
انسان نیز همچون درختی است که وقتی در کمند عشق گرفتارآمد، به خاطر دوستی بی‏حد، محو در معشوقش گشته، وجود خود را فراموش می‏کند، تا جایی که دیوانه‏وار ، با رنگی پریده و لباسی ژولیده و قیافه‏ای مریض ، ظاهر می‏شود که به قول حافظ:
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‏ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
عشق در اصطلاح عرفانی :
اما در اصطلاح تصوف و عرفان : اساس و بنیاد هستی بر عشق نهاده شده و جنب و جوشی که سراسر وجود را فرا گرفته به همین مناسبت است . پس کمال واقعی را در عشق باید جستجو کرد. (فرهنگ فارسی معین)
دیدگاه شیعه در مورد عشق :
اگر در مناجات ، بیانات و راز و نیاز های خاندان وحی و ائمه ی هدا علیهم السلام توجه کنیم ؛ حتی یک مورد هم نمی یابیم که خداوند متعال را به لفظ (عشق) ستایش کرده باشند! این در حالی است که لفظ عشق ، کلمه ای عربی است .
به علت دوری از منبع فیض و علم و معرفت الهی که همان اهل بیت علیهم السلام هستند ،
گمان صوفيه بر اين است كه : معرفت خداوند ، صفات و افعال او بايد از طريق شهود و مكاشفه حاصل شود . لاجرم براي رسيدن به اين هدف عقل كارساز نيست. بلكه بايد به عشق روي آورد.
[ رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا ، ج سوم، ص ۲۶۹ تا ۲۹۰ ]
اگر چنان چه صوفیه مدعی هستند ایشان مطالب عرفانی خود را از ائمه ی معصومین علیهم السلام گرفته اند ، پس می بایست متداول ترین و شایع ترین کلامی که از زبان مبارک خاندان وحی صادر شده باشد ؛ عشق و عاشقی باشد . ولی برعکس ، از آن سخنی نفرموده اند . در حالی که با عبارات بسیار زیبا که بیانگر حقیقت ضعف انسان و فقر او در مقابل خالق متعال است ، تمام عمر خود را مشغول مناجات بوده ، و برای جمیع ایّام و ساعات به مقتضای آنها ، از آن خاندان پاک ، ادعیه صادر شده است که کتب روایی ما پر است از اینگونه دعاها .
حقیقت این است که عرفای اهل سنت با عدم مراجعه به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله ، از این نعمت عظیم محروم بوده و در مناجات های خود که فطری هر انسانی است ؛ به عشق و عاشقی روی آورده و تمسّک جسته اند . به تقلید از ایشان ، فرق منحرف صوفی و عرفانی که مدعی تشیع هستند نیز ، این راه و روش را انتخاب کرده ، در صورتی که خلاف بودن آن ثابت و محرز است .

جالب اینکه بزرگترین حامیان فرهنگ عشق سالاری لاویهای یهودی و فراماسونها می باشند که بواسطه تبلیغ عشق در تولیدات رسانه ای خود ارتکاب هر گناه و ناهنجاری اجتماعی را توجیه می کنند .