مکاشفه مهمترین مباحث عرفان و تصوف

مکاشفه مهمترین مباحث عرفان و تصوف

مکاشفه از مهمترین مباحث عرفان و تصوف است
از مهمترین مباحث عرفان و تصوف مکاشفه است. صوفیه ادعا دارد که سالک الی الله که با حصر نفس و ریاضات سخت در این راه با راهنمایی های پیر قدم نهاده در اواخر این مسیر به مقام کشف و شهود می رسد،ریاضت وسیرو سلوک

یعنی پرده ها کنار می رود و صوفی سالک عوالم غیب را می بیند و به بسیاری از حقایق که از چشم مردم پنهان مانده است آگاه می شود.

کتاب های صوفیه سرشار است از داستان ها و بیان حکایات از کشف و شهود بزرگان این مرام. به عنوان نمونه کتاب تذکرة الأولیاء عطار نیشابوری و نفحات الانس عبد الرحمان جامی که در شأن و منزلت بزرگان صوفیه نگاشته شده، پر است از نقل این گونه حکایات، که البته بیشتر به افسانه شبیه است تا واقعیت.
البته اصل کشف و شهود مورد پذیرش است و امکان دارد که یک مؤمن بر اثر شدت تقوا و معرفت، خدا عنایتی به وی کند و پرده ها را از مقابل دیدگان او کنار زند و نادیده ها را به وی نشان دهد، همان گونه که در سیره علمای وارسته شیعه چنین مواردی نقل شده است و صاحبان علم آن را تأیید نموده اند.
ابن عربی که بالاترین مقام در بین عرفای صوفیه دارد در کتب خویش مکرر از شهودات خود سخن می گوید.

قبل از اینکه وارد نقد برخی از کشف و شهودات ابن عربی شویم سخنانی را از یکی از طرفدارانش در تمجید شهودات ابن عربی نقل می کنیم:
«ابن عربی در ابتدای سلوک آن چنان که خود گفته است به شدت متأثر از روحانیت حضرت عیسی(ع) بود، لذا او را نخستین شیخ و پیر خود تلقی کرده است:

«و هو شیخنا الأول الذی رجعنا علی یدیه و له بنا عنایة عظیمة لا یغفل عنّا ساعة واحدة و أرجو أن ندرک زمان نزوله إن شاء الله»[1].

و این مطلبی است که در چند جای فتوحات به آن اشاره کرده و او را شیخ قطعی و نخستین خود تلقی نموده است، «کان له نظر الینا فی دخولنا فی هذه الطریق التی نحن الیوم علیها»[2].

و نیز «و قد وجدنا هذا المقام من نفوسنا و أخذناه ذوقاً فی اوّل سلوکنا مع روحانیّة عیسی علیه السلام»[3]. ابن عربی گذشته از روحانیت عیسی(ع) به نقل خود در اثر نزدیکی به قرآن به کشف رمز حروف مقطعه از طریق ارشاد ملائکه نیز نائل شده است و لذا بر این باور است که ملائکه نیز به نوعی او را مورد تعلیم قرار داده اند».[4] 
در ادامه می نویسد:
«ابن عربی از کسانی است که سلوک خود را با بسیاری از وقایع و مبشرات نزدیک و قرین می داند و راهبر او در سلوک بیشتر کشف و شهودی است که به وی دست می داده و او را به طور نهانی ارشاد می کرده است». [5]
و در جای دیگر این کتاب در تأیید شهودات ابن عربی می نویسد:
«ذکر مبشرات و ملاقات های معنوی او در عوالم غیر جسمانی و غیر حسی مادی که در آثارش ثبت شده، به ویژه ملاقات مکرر او با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از او فردی استثنائی ساخته که کمتر می توان مشابه او را دید». [6]
وی در ادامه می نویسد:
«در بخشی از این رؤیاها احکام شرعی را از رسول خدا(صلی الله علیه آله) پرسیده و جواب مکفی از حضرتش شنیده است.

غیر از احکام نیز دانش هایی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وام گرفته که در این کتاب ثبت شده است. در بخشی از خواب ها هم که به دیدار ملائکه نائل شده و به ایشان سخن گفته در همین مجموعه[7] ثبت شده است». [8]
با این همه تعریف و تمجید از کشف و شهودات ابن عربی، منتقدان وی، بسیاری از کشفیات او را به دلیل مخالفت آنها با عقل و نصوص دینی نمی پذیرند.


پی نوشتها

[1] فتوحات مکیه ج3 ص341
[2] فتوحات ج1 ص155
[3] همان ج3 ص43
[4] ابن عربی بزرگ عالم عرفان نظری ص74، کاظم محمدی
[5] همان ص75
[6] همان ص94
[7] منظور نویسنده کتاب «الخیال عالم البرزخ و المثال» نوشته محمود محمود الغراب است که در بخشی از این کتاب از رؤیاها و شهودات ابن عربی سخن به میان آمده است.
[8] همان ص97

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی