صراط حق کدام است؟

صراط حق کدام است؟


صراط حق کدام است؟حق با اهل بیت است

تنها راه سیر و سلوک و عرفان واقعی ، راه اهل بیت و قرآن و نهج البلاغه و صحیفه ی سجادیه و سخنان حکیمانه ی معصومین می باشد و بس.

متاسفانه در برابر این حقیقت روشن و در مقابل قرآن و عترت و مکتب اهل بیت و عرفان حقیقی ، مکتبهای قلابی ،عرفان دروغین و التقاطی و تصوف بوجود آمد که از بودایی های هند و مسیحیان یونان و زرتشتی های ایران سرچشمه می گیرد و معجون عجیبی است از مکتبهای مختلف فلسفی که با تمام کتب آسمانی و ادیان الهی و آیین مقدس اسلام منافات دارد .

یک مکتب استعماری و استحماری نیز به دست خلفای اموی و عباسی گسترش یافت و «افرادی را به نام زهد و عبادت و غیب گویی تراشیدند تا بتوانند با ائمه طاهرین(علیهم السلام) معارضه کنند و علم و زهد و کمالات اهل بیت(علیهم السلام) را در نظر مردم کوچک کنند »[1]
لذا در طول تاریخ اسلام مرام صوفی گری و متصوفه به خاطر دشمنی آنان با شیعه و توطئه علیه اسلام و تعمد در تخریب دین پیوسته مورد حمایت و تایید حکومتها و قدرتهای ضد اسلامی ظاهراً اسلامی مانند بنی امیه و بنی عباس بوده است و در زمان امام صادق(علیه السلام) رواج بیشتری پیدا کرد و زاهد نمایان یا درویش مسلکان بی تقوا در برابر دانشگاه یا حوزه علمیّه امام صادق(علیه السلام) ، دکّان باز نموده که تا به امروز این دکان با عناوین مختلف به روی ساده لوحهای جامعه باز می باشد و عرفای به ظاهر شیعه و صوفی زده ی ما به خاطر تائید و ترویج مرام صوفیگری و بت کردن اقطاب اهل تصوف که قسمت اعظم منافع معاندین اسلام را تامین می کند صاحبان این دکانها شدند و افراد بسیاری از خواص و عوام جامعه به این وسیله منحرف گردیده اند.
عده ای از مخالفین اهل بیت با لباسهای فریبنده و مقدس مآبی تحت نفوذ استعمارگران شیطان صفت در بین مسلمانان رخنه کرده و با خلط نمودن تصوف و عرفان اسلامی و واقعی و تطبیق دادن افکار انحرافی و الحادی خود با برخی از منابع اسلامی و ظاهر سازی و جعل احادیث،توسط افراد ناپاک به نام «اقطاب» که درباره بعضی از آنها توقیع لعن رسیده ، درصدد منحرف نمودن ماهیت دین و انحراف مسلمانان از صراط مستقیم برآمدند که با شعار صلح کل و شعار«اذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع»[2] «وقتی حقایق آشکار شد ، شرایع و ادیان باطل می شود» عاقبت انحافات
و چون به عشق واصل شدی به حقیقت رسیده ای و دیگر نباید مقید به شرع و دین بود بدین وسیله در مقابل احکام صریح قرآن و مکتب اهل بیت و سپس در برابر مراجع تقلید و فقهای شیعه موضع گیری نمودند ، در مقابل علمای شیعه اقطاب را عَلم کردند و در برابر مسجد ، خانقاه به وجود آوردند و روشهای عوام فریبانه را به کارگرفتند تا مردم را از اصل دین و امامت و ولایت جدا سازند و با تاسف فراوان ، بسیاری را فریب دادند و به نام دین و زهد و عرفان به مبارزه ی ناجوانمردانه علیه دین و ولایت پرداختند و متاسفانه عرفای ما هم علماً و عملاً از‌آنها پیروی میکنند و مروج و مشوق آنها هستند و بلکه بسیاری از آنها در مسیر افراط کشیده شده اند و روی اهل تصوف را سفید کرده اند .


صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد        بنیاد مکر با فلک حقه بازکرد


پی نوشتها

[1] حقیقت العرفان ص 37 ( نقل از مرحوم سید نعمت الله جزایری در انوار النعمانیه) و کتاب فلسفه شرق – ص 250
[2] مثنوی ، مقدمه دفتر پنجم ص 818
اقطاب صوفیه و عرفای منحرف از مکتب اهل بیت ، شریعت و طریقت و حقیقت را در طول هم دانسته (نه در عرض هم) و می گویند ما با شریعت (مانند نماز و روزه ...) کاری نداریم بلکه رهبر طریقت می باشیم و باید به دستور ما عمل شود تا سالک به مرحله حقیقت برسد آنگاه وقتی به حقیقت واصل گشت دیگر تکلیف از او برداشته می شود ، در این هنگام فرقی نیز بین مسجد و دیر و کلیسا نخواهد بود و باید همه ادیان را با یک چشم نگاه کرد

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی