بت پرستان نیز خدا پرستند

بت پرستان نیز خدا پرستند


ابن عربی عقیده دارد که چون خداوند در عالم، تکویناً حکم نموده که جز او پرستش نشود،و از آنجا که آنچه خداوند اراده کند قطعاً واقع می شود پس هر موجودی،چه انس و چه جن و چه غیر این هر چه را پرستش کنند در واقع خدا را پرستش نموده اند.
طبق این عقیده انسان بت پرست، ستاره پرست، آتش پرست، جن پرست و... هر چند در ظاهر غیر خدا را پرستش می کند، اما واقع امر این است که او فقط خدا را می پرستد.

این دیدگاه غلط و انحرافی ابن عربی به خاطر تفسیر نا صحیحی است که از یکی از آیات قرآنی ارائه می دهد، خداوند متعال در قرآن می فرماید: «و قضی ربّک ألّا تعبدوا إلّا إیّاه»(1) یعنی خداوند حکم کرده که جز او پرستش نشود.

ابن عربی «قضی» را در عالم تکوین تفسیر نموده و می گوید: خداوند تکویناً حکم نموده که فقط او پرستیده شود و از آنجا که حکم تکوینی خدا لا یتغیر و حتمی است، پس هر چه که پرستیده می شود چیزی جز پرستش خود خداوند نمی باشد.(2)
البته اگر کسی «قضی» را در عالم تکوین بداند قطعاً دچار چنین خطای بزرگی در عقیده می شود. اما طبق دیدگاه تمام مفسران بزرگ جهان اسلام، این آیه بیانگر قضای تشریعی است، به این معنا: خداوند تشریعاً حکم کرده که جز او پرستیده نشود، یعنی: خداوند از طریق پیامبران به مردم امر کرده و دستور داده که فقط او را بپرستند. حال برخی از مردم حکم و امر خدا را اطاعت می کنند و او را می پرستند و برخی دیگر زیر بار دستورات الهی نمی روند و بت و امثال آن را می پرستند.
بنا بر این تفسیر بت پرست خدا را نمی پرستد بلکه فقط یک موجود بی جان را می پرستد و در پس بت پرستی هرگز خدا پرستی پنهان نمی باشد. این تفسیر، تفسیری است که صد در صد با روح تعالیم ادیان الهی سازگار است. خداوند در قرآن کریم بارها از پرستش غیر خود نهی نموده است و این نهی بیانگر این است که بت پرستی یا ستاره پرستی یا هر چیز دیگر، خدا پرستی نیست.
ابن عربی برای توجیه عقیده وحدت وجود و موجود قرآن را گونه ای تفسیر می کند که هیچ مفسر بزرگی تفسیر نکرده است، و با آن تفسیر غلط و صوفیانه خویش، ثمره ای را خارج می کند که آن با روح تعالیم انبیاء الهی در تغایر می باشد.
مرحوم طبرسی که از جمله بزرگترین مفسران عالم تشیع است و او را امام المفسرین می دانند در شرح آیه فوق می نویسد:
«فقال سبحانه (و قضی ربک) أی: أمر ربک (أن لا تعبدوا إلّا إیّاه) معناه أن تعبدوه و لا تعبدوا غیره».(3)
و در ادامه می نویسد:خداوند اراده نموده،یعنی امر کرده که از روی اخلاص پرستیده شود و کراهت داشته که غیر او پرستیده شود.
طبق این تفسیر پرستش اشیاء پرستش خداوند نمی باشد.
مفسر و دانشمند بزرگ شیعه مرحوم حویزی در تفسیر «نور الثقلین» با استناد به حدیثی از امیر مؤمنان بیان می دارد که معنای «قضی» در آیه فوق امر و دستور خداوند است که فرموده جز او را نپرستند.(4)
مرحوم ملا محسن فیض کاشانی که جزو اکابر علمای شیعه می باشد در تفسیر «الصافی» در شرح آیه فوق می نویسد:
«و قضی ربّک ألّا تعبدوا إلّا إیّاه و امر، امراً مقطوعاً به بأن لا تعبدوا إلّا إیّاه لأنّ غایة التعظیم لا یحقّ إلّا لمن له غایة العظمه».(5)
: «قضی» یعنی خداوند امر مؤکد نموده که جز او را نپرستند، زیرا پرستش که غایت تعظیم است فقط سزاوار خداوند است که او را نهایت و غایت بزرگی است.
مفسر بزرگ عصر ما مرحوم علامه طباطبایی هم چون سایر علمای بزرگ شیعه معنای «قضی» را در عالم تشریع تفسیر نموده است:
«... و این جمله چه برگشت به دو جمله کند و چه به یک جمله، در هر حال چیزی است که قضای الهی متعلق بدان شده است، البته قضای تشریعی خدا که متعلق به احکام و مسائل تشریعی می شود...».(6)
بسیاری از تابعان عرفان ابن عربی برای موجه جلوه دادن سخن وی این گونه استدلال می کنند: تمام اشیاء طبق ولایت تکوینی خداوند همیشه عبد محض خدا بوده و دائم در تسبیح و تقدیس او هستند. سپس عالم موجودات را به عالم تکوین و تشریع تقسیم می کنند و می گویند:
در عالم تکوین تمام موجودات طبق ولایت تکوینی عبد خدا هستند و فقط او را پرستش می کنند، گر چه در ظاهر موجودی مثل بت را بپرستند. اما همین پرستش در عالم تشریع که عالم امر و نهی است ممنوع شده است. آنان تصریح دارند که بت پرست، ستاره پرست، گوساله پرست و... تکویناً خدا را عبادت می کنند. از این دیدگاه آنان همه موجودات در سراسر عالم همیشه عبد محض خدا بوده و به سوی او در حرکت می باشند، همه مخلوقات از جماد و نبات و انسان، چه کافر و چه مسلمان، همگی طوعاً و کرهاً به عبادت و بندگی وی مشغول می باشند. آنان می گویند: از دیدگاه قرآن کریم همه موجودات و همه انسان ها، مؤمن و کافر برای خدا سجده می کنند و همه مشغول تسبیح وی می باشند و همه مشغول عبادت و قنوت برای او می باشند و روی نیاز و درخواست به وی دارند.
آنان برای اینکه ثابت کنند پرستش هر موجودی همان پرستش خداست به این آیه قرآن کریم متوسل می شوند:
«إِن كُلُّ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا ءَاتىِ الرَّحْمَانِ عَبْدًا»(7)
: «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، بنده اويند!».
و توجیه می کنند که این آیه به عموم خود، مسلم و کافر و مؤمن و منافق همه را در بر می گیرد و مقتضای ظهور و قرینه سیاق، آیه اختصاصی نیز به روز قیامت ندارد، همه در حال توجه و رو آوردن به خداوند می باشند و مملوکیت و عبودیت لازمه ذات آنهاست.
«وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ ظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَ الاَصَالِ»(8)
: «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند- از روى اطاعت يا اكراه- و همچنين سايه‏هايشان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مى‏كنند».
«يَسَْلُهُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كلُ‏َّ يَوْمٍ هُوَ فىِ شَأْن‏»(9)
: «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى‏كنند، و او هر روز در شأن و كارى است!».
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهِنَّ وَ إِن مِّن شىَ‏ْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بحَمْدِهِ وَ لَاكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كاَنَ حَلِيمًا غَفُورًا»(10)
: «آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد او بردبار و آمرزنده است.»
جواب:
آری، تمام موجودات در عالم تکوین عبد محض خدا بوده و به سوی او در حرکت می باشند ام صوفیه و طرفداران آنان با استناد به این آیات قرآنی مطلب غیر صحیحی را بیان می کنند. درست است که تمام موجودات تکویناً حق متعال را سجده می کنند اما هرگز این سخن به آن معنا نیست که بت پرست، ستاره پرست و گوساله پرست تکویناً در عالم خدا را با این فعل اختیاریشان عبادت می کنند. پرستش بت یک فعل اختیاری است و مربوط به عالم تشریع است و نه تکوین. تفسیر و معنای صحیح آیات فوق طبق وجدان و عقل سلیم و تعالیم خاندان عصمت و طهارت(ع) چنین است:
در آیه شریفه: «إِن كُلُّ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا ءَاتىِ الرَّحْمَانِ عَبْدًا»(11): «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، بنده اويند!».
با توجه به آیات قبل و بعد به وضوح مشخص است که منظور از «عبد» عبودیت و پرستش خداوند نیست، بلکه مراد از عبد «مملوک» است یعنی تمام موجودات خداوند مملوک او می باشند و همه طبق نظام تکوین به سوی مالک خود در حرکت هستند. در تعدادی از آیات قرآن کریم «عبد» به معنای مملوک می باشد از جمله:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكاً لَّا يَقْدِرُ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ وَ مَن رَّزَقْنَهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْرًا هَلْ يَسْتَوُنَ الحَْمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثرهُمْ لَا يَعْلَمُون‏»(12)
: «خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست و انسان (با ايمانى) را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏كند آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمى‏دانند!»
با این تفسیر عبد در آیه فوق(13) و با توجه به سیاق آیه و آیات قبل و بعد کاملاً معلوم است که منظور عبادت کردن خداوند نمی باشد، لذا استدلال پیروان ابن عربی بر این آیه غلط است و عمل اختیاری گوساله پرستان و بت پرستان و... هیچ رابطه ای با این آیه ندارد.
در آیه شریفه: «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ ظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَ الاَصَالِ»(14)
: «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند- از روى اطاعت يا اكراه- و همچنين سايه‏هايشان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مى‏كنند».
معنا غیر از آن چیزی که تابعان ابن عربی بیان داشته اند. معنای لغوی و اصلی سجده که بزرگان علم لغت به آن تصریح داشته اند به معنای «تذلّل» یعنی ذلیل و خاشع بودن می باشد – همان گونه که راغب در مفردات خود بیان می کند(15) – و از آنجا که یکی از مصادیق تذلّل و خشوع در پیشگاه الهی پیشانی را بر زمین گذاشتن است به آن اصطلاحاً سجده می گویند. بنا بر این معنای آیه چنین است: تمام موجودات که در آسمانها و زمینند طبق نظام تکوین ذلیل و خاشع درگاه الهی اند. خشوع و تذلل آنان به این است که وجودشان از خودشان نیست و محکوم قوانین الهی می باشند.
آری! کافر، گوساله پرست، بت پرست، ستاره پرست و... محکوم قوانین الهی می باشند زیرا حیات و مماتشان به اختیار خود نمی باشد و همان زمانی که با اراده خویش غیر خدا را سجده می کنند تمام اعضا و جوارحشان بلکه تمام سلول های بدنشان ساجد و محکوم قوانین الهی اند.
در آیه شریفه: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهِنَّ وَ إِن مِّن شىَ‏ْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بحَمْدِهِ وَ لَاكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كاَنَ حَلِيمًا غَفُورًا»(16)
: «آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد او بردبار و آمرزنده است.»
درست است که طبق این آیه شریفه تمام موجودات تسبیح حق تعالی می کنند، اما معنای عمیق این آیه سخنان اهل تصوف و تابعان ابن عربی را تأکید نمی کند.
آری! بت، گوساله، ستاره، درخت و تمام پدیده های واقع در آسمان و مو به موی بدن کافر گوساله پرست دائم در حال تسبیح خداوند می باشند. به این معنا که بت که از سنگ یا چوب یا فلز یا هر مخلوق دیگر خدا ساخته شده است تمام مولکول های آن طبق نظام تکوین دائم و شبانه روز مشغول تسبیح خداوند متعال است. تمام تار و پود کافر و تمام سلول های بدن او که مخلوق خدا و وابسته به اعطای الهی و فقیر مطلق درگاه اویند لحظه ای از تنزیه و تقدیس حق تعالی خاموش نمی شوند، حتی آن زمانی که بت پرست به اختیار کامل خود در حال بت پرستی است، تمام سلول های بدن وی طبق نظام تکوین در حال سجده و تقدیس خداوند متعال می باشند.
پس باید گفت آنچه که از افعال انسان مثل بت پرستی و گوساله پرستی انجام می گیرد، هیچ ارتباطی به عالم تکوین ندارد، زیرا چیزی که به عنوان فعل اختیاری انسان و با اراده خویش از او سر می زند فقط گستره ای در عالم تشریع دارد.
یکی از نویسندگان فعال عرصه تصوف در توجیه سخن ابن عربی می نویسد:
«ممکن است پرسیده شود: پس این همه کفار و ملحدین و بت پرستان و شیطان پرستان و دیگران چه می شود؟ آیا اینها نیز به عبادت خدا مشغولند؟ جواب این است که عبادت بر دو قسم است: عبادت تکوینی و عبادت تشریعی. در نظام عالم تکوین همه فقط و فقط خداوند را می پرستند و برای وی سجده می کنند و بنده وی می باشند... ولی از دیدگاه عالم تشریع و نظام علم و اراده، در موجوداتِ دارای اراده و اختیار گاه انسانی که واقعاً و فطرتاً و تکویناً طالب خداوند است و به دنبال کمال مطلق می گردد در هیاهوی این عالم گم شده و مخلوقی محدود را با آن جمال و کمال مطلق اشتباه می گیرد... ولی نکته بسیار دقیق اینجاست که این موجود گر چه از صراط مستقیم خارج شده و نسبت به خود راه خطا می پیماید ولی باز هم از عموم «لله یسجد من فی السماوات و الأرض» خارج نگشته است. باز هم تحت اراده ازلی الهی بوده و عبد محض وی و مطیع و منقاد وی است».(17)
با توضیحاتی که در مطلب قبل مطرح شد باطل بون این ادعا که بت پرست در عبادت تکوینی عبد محض خدا و مطیع بی چون و چرای اوست کاملاً برای اشخاص با بصیرت و بی تعصب آشکار است.
آیا کسی که با اراده خود بت می پرستد عبد محض خداوند و مطیع بی چون و چرای اوست؟!
عجبا! با آن همه آیات و محکمات قرآنی در مذمت بت پرستان و جهنمی بودن آنان و اینکه بت هیزم جهنم برای بت پرستان است، این سخنان به اصطلاح عارفانه آقایان چه جایی برای توجیه دارد؟
هر چند امثال بت پرست تمام وجودش طبق نظام تکوین ساجد و خاضع خداست اما عمل اختیاری وی در پرستش بت هیچ ارتباطی به عالم تکوین ندارد و اگر تابعان عرفان ابن عربی در کنار عالم تکوین و تشریع هزار عالم دیگر هم بسازند باز هم باید گفت: طبق وجدان و عقل و قرآن بت پرستی در همه حال بت پرستی است نه خدا پرستی.
همان نویسنده در ادامه سخنان خویش می نویسد:
«انسان موحد وقتی کسی را می بیند که مشغول بت پرستی است، بر اساس شفقت و رحمتی که در وجود او متجلی است، از انحراف و کج روی او افسوس می خورد... و تصدیق می کند که اگر این شخص ایمان نیاورد حتماً در نظام عالم خلقت، حکمتی در پس آن بوده است و چون به آیات قرآن کریم ایمان دارد می داند که در مسیر عالم تکوین همه عبد و قانت و ساجد خداوند می باشند می فهمد که عبادت تکوینی مخلوق به همین نحو بوده است و اراده ازلی الهی به این تعلق گرفته است که او در مسیر عبودیت تکوینی به این شکل سیر نماید و به نهایت سیر خود برسد».(18)
جواب: بت پرستی بت پرستان که از سوء اختیار آنهاست طبق وجدان بیدار هر انسانی دارای هیچ حکمتی در نظام عالم نمی باشد، بلکه فساد آن در نظام عالم آشکار است و مؤمنان بیدار هرگز کار بت پرستان را باور ندارند که پس پرده آن رضایت حق تعالی است، و طبق آیات فراوان قرآن کریم هرگز اراده الهی به این تعلق نگرفته است که خدا در عالم تکوین در قالب بت پرستی عبادت شود و هرگز سیر و رشد انسان منحرف با بت پرستی صورت نمی پذیرد بلکه نهایت سقوط اوست.
صوفیه و تابعان ابن عربی با چنین دیدگاه باطلی به مرحله ای رسیدند که گفتند: بت پرست هم موحد است. شیخ محمود شبستری از تابعان عرفان ابن عربی در مقام بت می گوید:

 

چو کفر و دین بود قائم به هستی              شود توحید عین بت پرستی 

مسلمان گر بدانستی که بت چیست                      یقین کردی که دین در بت پرستی است(19)

 


 

  1. اسراء/23
  2. فصوص الحکم فص هارونیه
  3. مجمع البیان، ج6 ص630
  4. نور الثقلین ج3 ص148
  5. تفسیر صافی ج1 ص963
  6. تفسیر المیزان ج13 ص107
  7. مریم/93
  8. رعد/15
  9. الرحمان/29
  10. اسراء/44
  11. مریم/93
  12. نحل/75
  13. مریم/93
  14. رعد/15
  15. مفردات راغب ص396
  16. اسراء/44
  17. کتابچه تحریف های تفکیکیان، پیرامون حکمت و عرفان، دفتر اول گوساله پرستی در کلام حسن زاده آملی ص49 و50
  18. همان ص53 و54
  19. گلشن راز شیخ محمود شبستری

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی