جواب وحدت وجودیان بانصوص

جواب وحدت وجودیان بانصوص

بر آستان وحیجواب وحدت وجود از منابع وحیانی
در این‌جا به نصوصی چند از علوم آسمان اشاره می‌کنیم، تا با تأمل در آن‌ها کاملاً معلوم شود که وحدت خداوند متعال «وحدت حقیقی» می‌باشد نه «وحدت اعتباری و مجموعی»، و وجود او دارای اجزا و زمان و مکان و اوصاف مخلوقات او نیست؛‌ و در نتیجه کاملاً آشکار آید که «برهان و وحی» در بیان «تباین وجود خالق و خلق» و نفی وحدت وجود هم صدا بوده،‌ و اشیا را آفریده‌های حقیقی خداوند متعال معرفی می‌نمایند، نه اجزای تشکیل دهنده و وجود او؛ ‌و خداوند متعال را آفریننده همه چیز می‌دانند نه مجموعه همه چیزها!!
در تعلیمات مکتب وحی و عصمت الهی می‌خوانیم:
إن ما سوی الواحد متجزی، و الله واحد أحد لامتجزی و لامتوهم بالقلة‌ و الکثرة و کل متجزی أو متوهم بالقلة و الکثرة‌ فهو مخلوق دال علی خالق له. (امیرالمؤمنین(ع)).(1)
همانا جز خداوند یگانه همه چیز دارای اجزا است، و خداوند یکتا نه دارای اجزا و نه قابل فرض پذیرش کمی و زیادی می‌باشد. هر چیزی که دارای اجزا بوده، ‌یا قابل تصور به پذیرش کمی و زیادی باشد مخلوق است و دلالت بر این می‌کند که او را خالقی می‌باشد.
لیس بذی کبر امتدت به النهایات فکبرته تجسیما، ‌و لابذی عظم تناهت به الغایات فعظمته تجسیدا، ‌بل کبر شأنا و عظم سلطانا. (امیرالمؤمنین(ع)).(2)
بزرگی او این گونه نیست که جوانب مختلف، ‌وجودِ او را به اطراف کشانده باشند وگرنه تو او را تنها جسمی بزرگ انگاشته‌ای؛ و عظمت او چنان نیست که همه اطراف به او پایان یافته باشند و گرنه در این صورت تو او را تنها جسدی بزرگ پنداشته‌ای؛ بلکه او دارای بزرگی شأن و عظمت سلطنت است.

... همان خداوندی که هنگامی که ستمگران او را به خلقی که دارای اجزا و صفات محدود، ‌و دارای مکان و مراتب مختلف می‌باشد تشبیه کردند، ـ در حالی که او عز و جل موجود به نفس خویش است نه به ادات و اجزای وجودی ـ معلوم شد او را آن چنان که باید نشناخته‌اند.(47)
هو الذی لم یتفاوت فی ذاته، و لم یتبعض بتجزئة‌ العدد فی کماله. (امیرالمؤمنین(ع)).3)
او آن است که در ذاتش اجزای گوناگون وجود ندارد، ‌و کمالش تجزیه عددی و شمارشی نمی‌پذیرد.
و من جزأه فقد جهله. (امیرالمؤمنین(ع)).(4)
و هر کس دارای اجزایش بداند او را نشناخته است.
و من جزأه فقد و صفه، ‌و من وصفه فقد ألحد فیه. (امیرالمؤمنین(ع)).(5)
و هر کس او را دارای اجزا بداند موصوفش دانسته، ‌و هر کس او را وصف کند نسبت به او الحاد ورزیده است.
ما تصوّر فهو بخلافه. (امیرالمؤمنین(ع)).(6)
هر چه در تصور آید، ‌خداوند بر خلاف آن است.
و لاتناله التجزئة و التبعیض. (امیرالمؤمنین(ع)).(7)
جزء داشتن و قسمت پذیرفتن را به ذات او راه نیست.
کیف یجری علیه ما هو أجراه، ‌أو یعود فیه ما هو أبداه؟! (امام رضا(ع)).(8)
چگونه بر او جریان یابد آن‌چه خودش آن را جاری نموده، ‌یا به او باز گردد آن‌چه که او آن را آفریده است؟!
کل ما فی الخلق لایوجد فی خالقه، ‌و کل ما یمکن فیه یمتنع فی صانعه ... إذا لتفاوتت ذاته و لتجزأ کنهه. (امام رضا(ع)).(9)
هر چه در مخلوق باشد در خالقش پیدا نمی‌شود، و هرچه در خلق ممکن باشد در آفریننده اش ممتنع است ...، ‌وگرنه وجود او دارای اجزای متفاوت می‌شد.
إن الله تبارک و تعالی خلو من خلقه و خلقه خلو منه، و کل ما وقع علیه اسم شیء ما خلا الله عز و جل فهو مخلوق، ‌و الله خالق کل شیء، ‌تبارک الذی لیس کمثله شیء (امام صادق(ع)).(10)
همانا خداوند ـ تبارک و تعالی ـ جدا از خلقش، ‌و خلقش جدا از او می‌باشند، و هر چیزی که نام شیء بر آن توان نهاد مخلوق است مگر خداوند عز و جل. و خداوند آفریننده همه چیز است، ‌بس والاست آن که هیچ چیز مانند او نیست.
هو القدیم و ما سواه محدث، ‌تعالی عن صفات المخلوقین علوا کبیرا. (امام کاظم).(11)
تنها او ازلی است و جز او همه اشیا حادث و مخلوقند، فراتر است از داشتن صفات مخلوقات و همانندی با آن‌ها فراتری بزرگی.
هو اللطیف الخبیر السمیع البصیر الواحد الأحد الصمد الذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد، ‌منشی الأشیاء، ‌و مجسّم الأجسام، ‌و مصور الصور، ‌لو کان کما یقولون لم یعرف الخالق من المخلوق، ‌و لا المنشی من المنشأ، ‌لکنه المنشی فرق بین من جسّمه و صوّره و أنشأه إذ کان لا یشبهه شیء، ‌و لا یشبه هو شیئا. (امام رضا(ع)).(12)
اوست خداوند غیر قابل شناخت آگاه شنوای بینای یکتای یگانه بی‌مانندی که هیچ چیز از او صادر نشده، ‌و او خود نیز از چیزی پدید نیامده، ‌و هیچ مانند او نیست. آفریننده اشیاء و خالق اجسام، و پدید آورنده صور است. اگر چنان بود که ایشان می‌پندارند خالق و مخلوق و آفریننده و آفریده شده تفاوتی نداشتند، در حالی که او آفریننده و خالق است. فرق است بین او و اجسام و صوری که او آن‌ها را آفریده است، ‌زیرا هیچ چیزی مانند او نیست، و او نیز مانند هیچ چیزی نمی‌باشد.
ما سوی الله فعل الله ... و هی کلها محدثة‌ مربوبة، ‌أحدثها من لیس کمثله شیء هدی لقوم یعقلون، ‌فمن زعم أنهن لم یزلن معه فقد أظهر أن الله لیس بأول قدیم و لا واحد ... قالت النصاری فی المسیح: إن روحه جزء منه و یرجع فیه، ‌و کذلک قالت المجوس فی النار و الشمس: إنهما جزء منه و ترجع فیه. تعالی ربنا أن یکون متجزیا أو مختلفـا ، ‌و أنـما یـختلف و یأتلف المتجزی، ‌لأن کل متجزی متوهم، ‌والقلة و الکثرة‌ مخلوقة ‌دال علی خالق خلقها ... قد کان و لاخلق و هو کما کان إذ لاخلق. لم ینتقل مع المنتقلین ... إن الأشیاء کلها باب واحد هی فعله ... و یحک، ‌کیف تجتری أن تصف ربک بالتغیر من حال إلی حال و إنه یجری علیه ما یجری علی المخلوقین؟! سبحانه، ‌لم یزُل مع الزائلین، ‌ولم یتغیر مع المتغیرین. (امام رضا(ع)).(13)
جز خداوند متعال، ‌همه اشیا فعل و خلق و آفریده او هستند ... و همه آن‌ها حادث و تحت تدبیر می‌باشند، ‌آن‌ها را آن کسی که هیچ همانندی ندارد ایجاد فرموده است تا راهنما و هدایتی باشد برای کسانی که تعقل و اندیشه می‌کنند. پس هر کس گمان کند که اشیا ازلی‌اند خداوند را قدیم یکتا ندانسته است ... مسیحیان درباره عیسی می‌گویند که روح او جزء خداست و به وجود او باز می‌گردد، ‌مجوسیان نیز بر آنند که آتش و خورشید جزء خداوندند و به او باز می‌گردند . والاتر است پروردگار ما از این که متجزی یا دگرگون باشد. همانا تنها چیزی دارای ذات ناهمگون یا همگون است که دارای جزء باشد، ‌زیرا هر موجود دارای جزئی، ‌قابل تصور و توهم است. کمی و زیادی، ‌مخلوق بوده و دلالت می‌کند بر این که خالقی آن را پدید آورده است ...
خداوند وجود داشت و هیچ خلقی نبود. هم اکنون نیز او همان گونه است که هیچ خلقی وجود نداشت(14) و با خلقِ دارای انتقال و دگرگونیِ خود، ‌متغیر و دگرگون نشده است ... همه اشیا از یک بابند و آن این است که همه فعل پروردگارند ... وای بر تو، ‌آیا چگونه جسارت می‌ورزی که پروردگار خود را موصوف به تغیر از حالی به حال دیگر بدانی، ‌و آن‌چه را که بر مخلوقات بار می‌شود بر او بار کنی؟! منزه است او، ‌نه با موجوداتِ قابل زوال دگرگونی می‌پذیرد، ‌و نه با مخلوقات متغیر، تغییر پذیر است.


پی‌نوشت‌ها:


1) التوحید، 193 ؛‌کافی، ‌1/116؛ ‌بحارالانوار، ‌4/153.
2) نهج البلاغه، خطبه 185؛ بحارالانوار، ‌4/261.
3) بحارالانوار، ‌4/277؛ ‌التوحید، ‌55.
4) کافی، ‌8/18؛ التوحید، ‌73؛ بحارالانوار، 4/221.
5) نهج البلاغه، ‌خطبه اول.
6) التوحید، 34؛ ‌عیون الاخبار، ‌149/1؛ تحف العقول، 161؛ بحارالانوار، 4/229.
7) بحارالانوار، ‌4/253؛ ‌احتجاج، ‌1/198.
8) بحارالانوار، ‌4/319؛ نهج البلاغه، ‌خطبه 85.
9) التوحید، 38، باب التوحید و نفی التشبیه.
10) بحارالانوار، ‌4/230، ‌التوحید، 40.
11) بحارالانوار، ‌4/149؛ التوحید، ‌105؛ کافی، ‌1/83.‌
12) التوحید، ‌76؛ ‌بحارالانوار، ‌4/296.
13) التوحید،‌185؛ عیون اخبار الرضا7، 1/127؛ بحارالانوار، ‌4/173.
14) الاحتجاج، ‌405ـ408؛ بحارالانوار، ‌10/344.
15) اشاره به این که هم اکنون نیز که خداوند اشیا را آفریده است، ‌ذات او نسبت به مخلوقاتش متصف به اقتران، معیت، ‌دخول، خروج، ‌قرب، ‌بعد و... نشده است، ‌و هیچ گونه ربط و پیوند ذاتی بین او و مخلوقاتش وجود نداشته، ‌فرض هر گونه تغیر و تحول در ذات او محال می‌باشد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی